خرید بک لینک
هم ميهن جواد خان گنجه اي را آيا ميشناسي !!!!!!!!!

براي او بايد گريست براي او بايد ياد بود گرفت نه ...........

(نام گنجه از گنج پارسي بر گرفته شده است . حمد ا.... مستوفي آن را جز چهار شهر مهم ايران مي داند ولي اكنون جزو آذربايجان جعلي است .

چند شهر است اندر ايران مرتفع تر از همه بهتر و سازنده تر ز خوشي آب و هوا گنجه پر از گنج در آران صفاهان در عراق عجم در خراسان مرو و در روم باشد آق سرا )

ژنرال سيسيانوف در 22 نوامبر 1803 با نيرويي بزرگ وارد حومه و دروازه هاي شهر گنجه شد. جواد خان دليرانه به مدافعه برخواست و مهاجمان را به شهر راه نداد . او بدفعات درخواست ژنرال روس را داير به تسليم و تحويل گنجه رد كرد و در آخرين بار پيغام داد :

شما بايد پيكر مرا در پاي ديور قلعه پاره پاره كنيد تا بتوانيد داخل قلعه شويد .

جواد خان در اثر خيانت تعدادي از ارامنه و متفرق شدن نيروهاي شمكور و شمس الدينلو ها به قلعه شهر پناه برد و به اميد رسيدن قواي كمكي از آذربايجان به وسيله عباس ميرزا ، تا اخرين قطره خون از قلعه دفاع كرد .

بنا بر نوشته ماثر السلطنه نامه هاي او به دربار رسيد و فتحعلي شاه هم نيرو هايي به فرماندهي سعيد خان دامغاني و پهلوان صحاف سمناني را روانه گنجه كرد . ولي به علت فصل سرما ( ديماه) و دوري راه قواي اعزامي نتوانستند به موقع به به گنجه برسند و نقل است در ميانه راه در برخورد با قواي روس عده زيادي را كشتند و خود نيز جانشان را تقديم خاك ميهن نمودند مگر سعيد بيك چاپار كه خود را به قلعه رسانيده بود .

قواي مهاجم راه آب شهر را بستند و مردم و مدافعان را به مخاطره انداختند. در شبي سرد و تاريك آخرين روز رمضان ، روس ها با شليك توپ هاي عظيم از جانب دروازه هاي قره باغ و تفليس ، شهر را از طرف غرب و شرق مورد حمله قرار داده تا سپيده دم زير آتش گرفتند و در بامداد روز عيد فطر به 60 قدمي قلعه رسيدند . مردم شهر نمدها و پارچه ها را آتش زدند و بر سر روس هاي مي ريختند . جنگ تا ظهر ادامه پيدا كرد .

بعد الظهر نيروهاي ژنرال پورتينا كين در حمايت آتش توپخانه ،نردبان ها را به ديواره قلعه نهادند و سه برج حصار را اشغال كردند .

جواد خان و يارانش دشمن را از اين برج ها بيرون راندند در ادامه جنگ دو برج ديگر به اشغال روس ها در امد و جواد خان هم مجروح شد. حسينقلي پسر جواد خان به امداد پدر آمد ولي او فرزندش را به دفاع موضع ديگر فرستاد و خود با شمشير آخته سر توپ ايستاده تا اخرين قطره خون دليري و مدافعه كرد و سرانجام جان سپرد و فرزندش نيز كشته شد.

هنگامي كه خبر كشته شدن جواد خان و حسينقلي آق به خانه رسيد . صداي شيون بلند شد اما سروناز خانم ،همسر جواد خان فرياد زد " جواد خان كشته شد اما ايران كه نمرده است همه جا را سنگر ببنديد و آماده باشيد تا به جواد خان بپيونديم . آنگاه گفت شاهنامه را بياوريد تا تفالي بزنيم . امروز روز رزم است و ديوان حافظ را جايي نيست . وقتي كتاب را گشود با بانگ رسا گفت : همه سر بسر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن هيم .كتاب را بست و گفت: شنيديد پس عمل كنيد ."

روس هاي در دوم شوال 1218 ه ق قلعه گنجه را اشغال گرفتند و دروازه هاي شهر را به روي مردم بستند . و جمله را قتل عام نموده و دارايي هاي شهر را به غارت بردند و مساجد را ويران كردند . در شهر گنجه 7000 نفر كشته شده و 18000 نفر اسير شدند كه اكثرشان زنان بودند 500 نفر از اهالي شهر كه بيشترشان زنان و مردان مسن و اطفال خردسال بودند به مسجد پناه بردند به دستور سيسيانوف همه آنها را در مسجد قتل عام كردند .

به فرمان وي ،مسجد جامع بزرگ شهر به كليسا تبديل شد و نام شهر نيز به "اليزابت پول " تغيير كرد حتي پس از اينكه حكومت تزاري از بين رفت . حتي پس از اينكه حكومت تزاري از بين رفت ، باز نام آن شهر را تغيير دادند و كيروف آباد گذاشتند تا سرانجام پس از فرو پاشي شوروي ، گنجه بار ديگر نام اصلي خود را باز يافت .

برگرفته از گلستان ارم /تاريخ داغستان و شيروان

برچسب: نویسنده: آرین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:58

صفحه بندی