اهمال غير قابل بخشش و ماندگار در تاريخ جهت حفظ حق 50 درصدي ايران از درياي خزر
** حتی در تمرینها هم حق شلیک به سمت دریای خزر را نداشتیم
مرکز آموزش توپخانه و ملوان هم در شمال مستقر بود. این مرکز، کار با توپهایی که روی شناورها قرار میگرفت را به نیروها آموزش میداد اما حتی برای آموزش هم کسی حق شلیک به سمت دریا نداشت.
وقتی ما این مانور را در دریای شمال انجام دادیم حتی برخی ما را مسخره میکردند و میگفتند اینجا یک دریای تجاری است اما ما گفتیم کدام سازمان میخواهد برای شما در این منطقه امنیت برقرار کند؟
یادم هست در یک جلسه توجیهی، همین حرفها را زدم و از زمان نادرشاه تا رضاخان مثال میآوردم. یکی از اعضای حاضر در جلسه خندید. من از او پرسیدم چرا میخندی؟ گفت حرفهای شما ما را یاد رضاشاه میاندازد. من هم گفتم اگر اینطور است، او اهمیت این کار را فهمید ولی تو نمیفهمی که لازم است یک نیروی نظامی در این جا حضور داشته باشد.
ما در آن مانور از همه شخصیتهای محلی و رسانهها هم دعوت کردیم اما متأسفانه نماینده وزارت خارجه دائم مخالفت میکرد و میگفت در این منطقه تنش درست نکنید در حالیکه ما فقط میخواستیم فقط در آنجا حضور داشته باشیم.
** دولت قبل درخصوص سهم ایران در خزر بسیار ضعیف عمل کرد
من در آن زمان عضو ثابت شورای تأمین استان بودم. در قدم اول، خودم با یک هلیکوپتر بر فراز دریای خزر پرواز کردم. آنقدر حال خوبی داشتم که با چند میلیون تومان پول هم این حال به دست نمیآمد. حتی تا نزدیکی محل سکوهای نفتی آذربایجان هم رفتیم.
یک بار هم که در آن منطقه بویه گذاری کرده بودیم، آذربایجانیها بویهها را با خودشان برده بودند. ما با استفاده از تکاوران رفتیم بویهها را برگرداندیم و به اصطلاح میخمان را محکم در آنجا کوبیدیم.
ما در شمال حدود هزار کیلومتر مرز دریایی داریم اما بعد از فروپاشی شوروی سهم 50 درصدی ایران را به 20 درصد کاهش و بعد هم به 11 درصد رساندند که البته دولت قبل در این باره بسیار ضعیف عمل کرد.
* بعد از انقلاب از یگان هوادریا هم تجهیزاتی بود که از خارج خریداری شده باشد ولی تحویل ندهند؟
نه چیزی نبود. حتی بعد از انقلاب تعدادی هم هلیکوپتر SH و 212 که مصادره شده بود به ما داده شد و دیگر چیزی در خارج از کشور نداشتیم.

* یگان هوادریا در جنگ خصوصا در عملیاتهای آبی-خاکی نقش بی بدیلی داشت. در این خصوص فرمایید که چه استفادههایی از بالگردها در صحنه نبرد میشد؟
برچسب:
نویسنده: آرین موسویپور